میرزاعبدالله خان

میرزاعبدالله خان فراهانی:

میرزاعبدالله خان فراهانی
اولین تعلیمات موسیقی را از برادر بزرگتر خود میرزا حسن فرا گرفت و بعدها در مکتب پسرعموی خویش آقا غلامحسین که استاد معروف زمانه بود ، پرورش یافت.می گویند با کمک سید احمد نامی که سه تار می زده و دستگاه دان بوده ردیف موسیقی را منظم و مرتب کرده است.به برادر کوچک خود آقا حسینقلی هم تار آموخت تا اینکه او نیز بزرگتر شد و مستقیما از پسر عموی خویش آقا غلامحسین استفاده کرد. میرزا عبدالله که موسیقی را با کوشش و زحمت آموخت و از حسادتهای استادان زمان خود دلخوش نبود ، در اثر اخلاق کریمانه ی جبلی تصمیم گرفت که ازین پسر هر چه می شنود به خوبی فرا گیرد و دستگاهها را کامل و بی نقص به ذهن بسپارد و آنچه با ذوق و همت خستگی ناپذیر کسب کرده است و در طبق اخلاص گذارده به شاگردان خود بیاموزد تا میراث گذشته را از دستبرد حوادث زمان ، مصون دارد و عیناً به آیندگان تحویل دهد.او دیده بود که استادان قدیم نمی خواستند معلومات خود را به دیگران بیاموزند چنانکه ما هم ازین طبیعت های حسود داستانها شنیده ایم. یا اوضاع زمانه این حس بدبینی را در آنها برانگیخته بود مبادا شاگرد جای معلم را بگیرد و مقام استاد از بین برود یا چون خودشان رنج برده و گنج به دست آورده بودند ، نمی خواستند آنرا به رایگان از دست بدهند.میرزاعبدالله به خوبی دریافت که عمر انسان ابدی نیست و غفلت های گذشتگان باید برای آیندگان ، درس عبرت باشد.با این فکر دسـت به کارشد و هر جـا از اسـتادی چیزی می شنید که درگنجینه ی ذهن خود نداشت آنرا هم به دیگر دانستنیهای خود می افزود و به هر کس از او می خواست می آموخت و همین همت و فکر بلند پایه ی استاد بود که از زوال نغماتی که تا آن روز به دستش رسیده بود ، جلوگیری کرد.میرزاعبدالله شنیده بود که بسیاری از نغمات دلپذیر قدیم موسیقی ما ، در اثر همین حسادت ها و کوتاه بینی ها به دست فراموشی سپرده شده است و خواست ما امروز از او که موجب نگاهداری آهنگهای زمانه اش بوده است با احترام و نیکی یاد کنیم.از این گذشته وی مردی بود خوش طینت و مهربان و همه را از گنج هنرش بهره می رساند. او هم رسم گذشته ی نوازندگان را تعقیب می کرد ولی خواست دیگران که دنبال او می آید جز به نیکی از اوسخن نگویند.این بود خلق و خوی یک هنرمند واقعی که شایسته ی بسی تعظیم است.او مردی درویش بود و کنج فراغت و مصاحبت یاران صمیمی را به مجالس مهمانی ترجیح می داد.یکی از دوستان می گفت : طفل بودم و با یکی از همبازیهای خود ، گاهی عصر به کنار خندق دولاب می رفتیم.میرزا عبدالله و عیسی آقا باشی که در آواز و ضرب دست داشت ، روی خندق دور از جماعت می نشستند.میرزا عبدالله ساعتها تار می زد و آقا باشی که پیر شده بود و دیگر نمی توانست بخواند زمزمه می کرد ؛ ماهم پهلوی آنها می نشستیم و گوش می دادیم.بعد آقا باشی ما را به دوش می گرفت و به منزل می آورد و به پدرمان که با او آشنا بود می سپرد.مقصود اینست که آنها دور از اغیار ، برای خودشان ساز می زدند و کیف می بردند نه برای خود نمائی و جلب منفعت مادی. از شاگردان میرزا عبدالله می توان به ؛ سید حسین خلیفه ،دکتر مهدی صلحی (منتظم الحکما)،مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه)،اسمعیل قهرمانی،باقردبیری (بیان السلطان)،سید مهدی دبیری ،باصر السلطنه راد، محب السلطان روحانی – باقرفهیمی ، مرتضی صبا ، آقا رضا خان (فرزند آقا غلامحسین) که بعد شاگرد و داماد آقاحسینقلی شد ، بیان الممالک ،ابوالحسن صبا و حاج آقا محمد ایرانی مجرد اشاره کرد. میرزا عبدالله دو دختر و دو پسر داشته است که هر چهار تن ، ذوق موسیقی داشته و سه تار زده اند.دختر بزرگش مولود از دیگران ، بیشتر به ردیف پدر وارد بود دختر کوچکش ملوک است که او هم نزد پدر خود ، سه تار زده است.پسر بزرگش جواد عبادی است که مستقیماً از تعلیمات پدر استفاده کرد ولی به واسطه ی نقصی که به دستش رسید ، از ادامه ی کار موسیقی محروم ماند و وارد خدمات دولتی شد و کوچکترین فرزند هم احمد عبادی است که وقتی پدرش فوت کرد ، طفل بود و بعدها از خواهران خود مخصوصاً مولود خانم تعلیم موسیقی گرفت.

اقتباس شده از سرگذشت موسیقی ایران اثر روح الله خالقی

موسیقی ایران را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید :