حسن ناهید

hasan-nahid1-480x480

حسن ناهید هستم و در سال ۱۳۲۲ در کرمان متولد شدم. ولی چون پدرم ارتشی بود، و به شیراز منتقل شد از ابتدای کودکی در شیراز بزرگ شدیم. پدر من یک آدم مذهبی و مادرم هم طبعاً زن مهربان و خوبی بود و متأسفانه سالهاست که هر دو را از دست داده¬ام. دو تا برادر دارم که یکی از آنها دکترای ریاضی دارد و استاد دانشگاه اصفهان است، یکی از آنها هم خارج از کشور است. سه خواهر هم دارم که یکی از آنها در تهران و دو تا از آنها در شیراز و استاد دانشگاه هستند. در خانواده، تنها من به موسیقی روی آوردم و از حدود ده سالگی به ساز نی علاقمند شدم. متأسفانه در آن زمان، یعنی در حدود سال ۱۳۳۲ تنها استاد کسایی بودند که نوازنده نی در ایران بودند که ایشان هم در اصفهان بودند و من به ایشان دسترسی نداشتم و از طرفی هیچ نوازنده دیگری هم نبود که ببینم، صدای نی اصلاً چگونه است و یا ساختمانش چه جور است و چطور از آن صدا درمی-آورند. تا این که بالاخره با یکی از بستگانم به اصفهان آمدم و از مغازه¬ای نی خریدم. هرچند صاحب مغازه صدای نی را خوب درنمی¬آورد، ولی من متوجه شدم که چه جور باید در نی دمید؛ چون در اغلب نقاط ایران، نی را با لب می¬دمند و تنها در مکتب اصفهان است که به اصطلاح از دندان برای نواختن نی استفاده می¬کنند.
به هر حال من به شیراز برگشتم و چون استادی هم نداشتم، ناچار شدم خودم کار کنم. تا اینکه در کلاس پنجم در اردوی دانش¬آموزی رامسر شرکت کردم و در شیراز، استان فارس و ایران اول شدم بعد مرا همراه عده¬ای دیگر برای مدت دو ماه به اروپا فرستادند. بعد از برگشت به ایران در فیلمی که از طرف وزارت فرهنگ و هنر سابق درباره شیراز تهیه می¬شد همراه با یکی از خوانندگان شیرازی شرکت کردم و قطعه کوچکی بر تربت حافظ زدم، کارگردان که آقای مازیار پرتو بودند، به من گفتند: تو که علاقمند هستی و استعداد داری، چرا به تهران نمی آیی؟ و بالاخره مرا تشویق کردند که به تهران بیایم. در تهران با استاد مهدی کمالیان که نوازنده و سازنده سه تار بودند آشنا شدم. ایشان به من گفتند، تو نت می دانی؟ گفتم: نه؛ گفتند خوب حیف است که نت نمی¬دانی و … بنابراین ایشان مرا به استاد حسین دهلوی معرفی کردند. آقای دهلوی آن موقع رئیس شورای عالی فرهنگ و هنر، رئیس هنرستان عالی موسیقی و رهبر ارکستر صبا بودند و با این شرط قبول کردند که من شاگرد ایشان بشوم که [سخت] کار کنم. من هم قول دادم و هفته¬ای یکی، دو روز مزاحم ایشان می¬شدم و نت کار می¬کردم. بعد از چند ماه که با ایشان نت کار کردم، مرا به مرحوم نصرت¬ا… گلپایگانی که ارکستر بزرگ سازهای ایرانی را در وزارت فرهنگ و هنر سابق تأسیس کرده بود، معرفی کردند. بعد از چندماه همکاری با ایشان، و اجرای برنامه¬های زنده در کانال ۳ متأسفانه آقای گلپایگانی در اثر عمل گواتر فوت کردند.
بعد از مرحوم گلپایگانی، مرحوم مهدی مفتاح سرپرست آن ارکستر شدند و همان موقع من توسط ایشان با مرحوم خالقی آشنا شدم. مرحوم خالقی خیلی مرد مهربان و خوبی بود و مرا به رادیو ـ برنامه گلها ـ دعوت کرد. آنجا برای استخدام در ابتدا باید تقاضا می¬نوشتیم. ایشان زیر تقاضای من نوشتند: “آقای ناهید علاوه بر اینکه خوب نی می¬نوازند، نت را هم خوب می دانند”. من چون علاوه بر یک ساز ایرانی نت هم می¬دانستم، دستمزدم بیش از حد معمول [تعیین شد]. بعد از آن به ارکستر دیگری به نام رودکی به سرپرستی مرحوم ابراهیم خان منصوری دعوت شدم. نوازندگان این ارکستر: استاد تجویدی، مرحوم حبیب¬الله بدیعی، مرحوم عبادی، مرحوم بهاری، آقای فخرالدینی (نوازنده آلتو)بودند و من هم بودم. تا اینکه آقای پایور از اروپا به ایران تشریف آوردند و ارکستر سازهای ملی را در وزارت فرهنگ و هنر سابق تأسیس کردند. نوزاندگان این ارکستر همه از دیپلمه¬های اول هنرستان بودند: مثل استاد ظریف و استاد اسماعیلی و دیگران. همکاری من با آقای پایور تقریباً سی سال طول کشید که متأسفانه در اثر بیماری ایشان ارکستر تعطیل شد. در ضمن آقای پایور ارکستر دیگری هم بنام ارکستر اساتید مشهور داشتند. این ارکستر ۶ نفر نوازنده داشت: استاد بهاری، استاد شهناز بودند؛ استاد حسین تهرانی، خود آقای پایور و بنده. این ارکستر با خواننده¬های مختلف مثل مرحوم قوامی و آقای شجریان و دیگران کار می کرد.
همان زمان ارکسترهای دیگری هم بود که در تلویزیون دولتی تأسیس شد و مرحوم حنانه سرپرست یکی از این ارکسترها بود، که نوازندگانش مرحوم زرین¬پنجه، مرحوم بهاری، مرحوم سرخوش، من و آقای عباس زندی بودند. در تلویزیون هم گروههای کوچکی بود که یکی آقای لطف¬الله مجد و یکی هم آقای فرهنگ شریف درست کرده بودند که من با هر دوی اینها کار می¬کردم. برنامه دیگری هم به نام هفت شهر عشق بود که مرحوم اکبر محسنی آهنگسازی و سرپرستی آن را به عهده داشتند و برنامه¬ای بود تقریباً شبیه گلها که هم موسیقی و هم شعر داشت و من با آنها هم همکاری می¬کردم. [بنابراین] الان درست ۴۱ سال است که من با صدا و سیما یا سازمان رادیو و تلویزیون قدیم همکاری دارم.

منبع:سایت اسناد کتابخانه ملی

***

موسیقی ایران را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید :