به بهانه مصاحبه همایون شجریان با بخش فارسی یورو نیوز

*همایون شجریان؛«موسیقی صرف سنتی برای من مثل آب خوردنه ارائه اش،یعنی اینقدر از بچگی باهاش بزرگ شدم که چشم بسته می دونم چی اش، کجاست.»

homayon shajaryan
۱-
نام محمدرضا شجریان در بخش آوازی موسیقی اصیل ایران چندان بلند است که خواه ناخواه سبب به وجود آمدن این انتظار شده است؛که پسرش همایون نیز راه او را برگزیند و آنچه پدر کاشته است پسر فربه و پروده تر کند.خوب انتظار است؛ جرم که نیست؟ اما خود غلط بود آنچه می پنداشتیم…این انتظار آنجا رنگ باخت که همایون همراه آهنگسازان موسیقی بازاری و عامه پسند شد. صدای همایون بیش از آنکه به پدر نزدیک باشد به عمویش (سیامک) قریب است.البته جنس صدای خاندان شجریان همه از یک جنس و رنگ است ولی صدای پخته و آموزش دیده محمدرضا شجریان که از همنشینی با بزرگانی چون کسایی،شهناز،پایور، لطفی،شریف،ظریف،بهاری،مشکاتیان و … و تلمذ در محضر دوامی ها و برومند ها رشد یافته است ،دارای کیفیت و توانایی بی بدیلی ست که دیگرانش فاقد آن هستند._با اینحال او هنوز به آن توانایی نرسیده است که چشم بسته بداند چی اش، کجاست؟!_
۲-
نام بلند پدر بر سر پسر سبب این اشتباه شده است که همایون هنوز به تشخیص درست نرسیده است و این پینوکیو ساده دل ما را برادران پورناظری(سهراب و تهمورس) فریب داده اند و او را به سرزمین آهنگهای بازاری خویش کشانده اند تا سرمایه او(صدایش) را در آن خاک کنند و درختی با سکه های طلا از آن درو کنند(که واقعا چنین هم کردند)از همین روی می پنداشتیم که همایون بالاخره توسط پری خوب قصه اش متوجه نقش مخرب آن دو خواهد شد و با کار و تلاش فراوان به موسیقی اصیل و جدی ایران برخواهد گشت.اما در این مصاحبه-اگرچه نشانگان فریب شرکت سهامی خاص برداران پورناظری به چشم می آمد ولی با مسئولیت محدود بود- و نشان داد که او خود عامل است نه معمول و بازخوانی ماجرای آنها با داستان پینوکیو اشتباه است.شاید به فیلم “بخاطر یک مشت دلار بیشتر”شبیه تر است.
۳-
باید نام خانوادگی شجریان را فراموش کنیم تا این اشتباه برطرف شود که همایون پسر بچه ساده ی ست که دیگرانش فریفته اند.او خوب می داند کجاست و چه می خواهد. او می گوید که اصلا به فکر پول و شهرت نیست؟! و فقط به فکر آن است که موسیقی اش به درد جامعه بخورد و به دنبال مخاطب عامه و نوجوانان هشت و نه ساله است که به واسطه “چه چه”هایی که در میان ترانه های پاپ می زند آنها را کنجکاو کند تا ناگهان با موسیقی (صرف سنتی) ایران آشنا شوند؟! در نهایت هشدار می دهد که اگر او بر موسیقی بیست سال پیش(همان موسیقی پدر و دوستانش) پافشاری می کرد سبب به فنا رفتن موسیقی سنتی ما می شد؟؟ یا للعجب…
یعنی الان موسیقی سنتی با “چرا رفتی”و “آرایش غلیظ”و”آهای خبر دار” و … درست مثل ۵۰ سال پیش رفته وسط میدان و ” دل به دل” می زند ونمی داند قر فراوان کمرش را کجا بریزد؟ و در این هیناهین نوجوانان به ناگاه با ردیف میرزا عبدالله و میراث پدرش آشنا می شوند؟!
۴-
پسر خوب این چه حرفایی ست که می زنی؟ چه کار به موسیقی “صرف سنتی؟!” که مثل آب خوردن می دانی “چی اش کجاست”داری؟ دیگه چرا چاووشیان را بدنام می کنی-که آنها هم با نو آوری سبک و بازاری توانستند جایگاهی پیدا کنند؟- چاوشیان و گروه شیدا و عارف در آن آشفته خانه موسیقی بازاری-سنتی(درست از جنس همین موسیقی که شما ارائه می دهید) با شعار “بازگشت به اصالت”ها نظر مخاطبان خاص را به خود جلب کردند و هرآنچه بعدها از دل آن برخاست از آن اصول برخاست نه با تقلید از ترانه های پاپ سیاوش شمس و شهر قصه بیژن مفید و…این مخاطبان نوجوان نه آنجا بودند و نه تاریخ خوانده اند و نه موسیقی آن دوران را گوش داده اند و این هذیان ها را باور می کنند.در واقع شما بیشتر از آنکه تحت تاثیر پدر و دوستانش باشی تحت تاثیر نامجو و همای و معین و آصف و هاتف و شاهکار بینش پژوه بوده اید و اگر مخاطبان آنها با “چه چه” های ایشان کنجکاو موسیقی اصیل و جدی ایران شدند با شما هم می شوند؟!
۵-
تا قبل از این مصاحبه گمان بر این بود که تو، همچون حافظ_ناظری و برادران_پورناظری و علی_قمصری و… دچار سندرم توهم تغییر جهان موسیقی سنتی ایران نیستی.اما گویا این سندرم واگیر دارد. چنین مصاحبه هایی ترا هم ردیف آن قبیله خجسته قرار می دهد. اگر از یک چیزی خوشت آمده و داری نان و ماستش را می خوری دیگر این حرف ها چیست؟بهتر است با همان شانزده جلسه آموزش آواز کنار پدر،چشم بسته آب ات را بخوری و “چی اش را کجایش” قرار بدهی.یعنی؛ پاپ ات را بخوان و پولت را درآور.

سردبیر سایت موسیقی ایران

آدرس مصاحبه همایون شجریان در سایت یورو نیوز

موسیقی ایران را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید :