همایون شجریان‌ها؛نتیجه انتقام موسیقی عامه پسند از انقلابیون آرمان خواه

homaaahha۱
به اسم موسیقی مردمی، موسیقی اصیل را به حضیض خفت سپردن.آموخته های ناب نورعلی خان برومند و ابوالحسن صبا را با الحان مبتذل؛ دستمالی و حیف و میل کردن. به بهانه همگانی کردن موسیقی اصیل، آن را هر جایی کردن؛ولی سکرآور بود؛ آنگاه که بر صفحه تلویزیون ها ،صحن کاباره ها و پرده سینماها در بلندای شهرت و سرمستی و در غریو هیاهوی خیل هوراکشان، سر به آسمان ثروت و مکنت سائیدن…ایشان هیچگاه نمی اندیشیدند که در اوج شهرت و ثروت؛ناگه تمام آنچه اندوخته بودند را خشم انقلابیون آرمان خواه خاکستر کند و از آن گنج قارن به کنج خانه با گلیمی پاره تبعید شوند.
اما انقلابیون آرمان خواه، تنها توانستند پیکر موسیقی بازاری را بکشند و شبح آن بر بالای سر شهر سرگردان و مبهوت رها شد.شبحی که سالیان سال منتظر ماند تا زمان موعود فرا رسید و به انتقام؛ کالبد فرزندان و شاگران همان انقلابیون را به تسخیر خود درآورد.بلی …سالها گذشت و اکنون مردگان آن روزگاران با طرح نیشخندی و شکایتی، برخاسته اند تا نظاره کنند؛ چگونه کالبد تهی بعضی از فرزندان و شاگردان آن انقلابیون به تسخیر روح سرگشته موسیقی عامه پسند و بازاری آنها درآمده است؛انتقامی سخت از سالها خانه نشینی که توامان از پدران و پسران گرفته شد.
حال پسران جذب همان شهربازی پر زرق و برقی شده اند که در سوت و کف های کر کننده و اتمسفر مسخ کننده و تعاریف جعلی چند دلال رپورتاژچی در قامت شبه منتقد اغوا کننده -کار چاق کن های هزار صدای پراکنده- نه میراث دار پدرانند که رهروان آن کشته‌گانند.
باری؛همایون‌های این دوران نتیجه تلخ آن روزگارانند.
۲
یکی از بزرگترین اشتباه انقلابیون بستن فاحشه خانه ها بود چنان که همان زمان آسیب شناسان اجتماعی زنهار دادند که این حرکت در بلند مدت سبب باز تولید و گسترش بی رویه این امر در تمام شهر می شود.این پیش بینی به دلیل عمق فساد اقتصادی – سیاسی حاکمان؛ زود تر از آن که گمان می رفت، رخ داد چندان که این روزگار پنداری تمام شهر نو شده است!
درگذشته انقلابات با آرمان خواهی محض شروع می شدند؛-بهشت را بر زمین محقق کردن- “البته در این بین بودن عدالتخواهانی پاک که تلاششان برای دنیایی پاکتر به غارت ناپاکان فرصت طلب رفت”
انقلابیون آرمان گرای ایران با موسیقی های کاباره ای و خالتور و پاپ و … همان معامله ای کردند که با فاحشه خانه ها شد ولی اکنون بعد از گذشت چند دهه از انقلاب، موسیقی عامه پسند-بازاری در حال تصرف تمام موسیقی ایران است. چندان که گریبان گیر فرزندان و شاگردان همان انقلابیون نیز شده است.
باری؛همایون‌های این دوران نتیجه آن روزگاران تلخند.
۳
یک جامعه همچون بدن انسان برای ادامه حیات و زیست سالم نیازمند بخش ها گوناگون با کارکردهای مختلف است و فقدان هر بخش؛جبران ناپذیر است.جامعه بشری در ساحت کنونی نه ماحصل یک برنامه از پیش تعریف شده که نتیجه یک فراشد طولانی ست ؛حرکت بطئی و زایشی به درازنای تاریخ بشر که قوام و دوام یافته است.یک جامعه به همان میزان به مراکز علمی نیازمند است که به مراکز تفریحی؛اما انقلابیون اغلب در ابتدا فاحشه خانه ها را به آتش می کشند و بعد دانشگاهها را …
همانگونه که در ابتدا موسیقی های عامه پسند و تفریحی را سرکوب کردند و بعد موسیقی اصیل و جدی را
باری؛ همایون‌های این دوران تلخ نتیجه آن روزگارانند.
۴
#همایون_شجریان ‌ها #پورناظری ‌ها #سالار_عقیلی ‌ها #سینا_سرلک ‌ها و…هزینه گزاف موسیقی اصیل ایران است که می‌بایست به مکافات اشتباهات پدران و استادان انقلابیشان پرداخت می‌شد.موسیقی جدی و اصیل به دلیل ساختاری-محتوای هیچگاه نمی تواند چنان همه گیر شود که همه نیازهای شنیداری یک جامعه را پوشش دهد.باید دوباره این موسیقی منقبض و به جایگاه اجتماعی-فرهنگی والای خود بازگردد.جامعه بسته موسیقی اوایل انقلاب سبب پدید آمدن این خیل تیتراژخوان و ولشدگان ساز بدست شده است-که حال آنها نیز می‌خواهند به پایگاه فرهنگی اصلی شان در بازار و خیابان باز گردند-ایشان فرزندان ناگزیر هماغوشی آرمان‌های پریشان پدران-استادان انقلابیشان با واقعیت اجتماعی یک جامعه هستند.اگر روند موسیقی عامه‌پسند قبل از انقلاب به راه طبیعی خود ادامه می‌داد و امکانات موسیقی‌ها دیگر نیز مهیا می‌بود؛اکنون هم جامعه از سلامت شنیداری بهتری بهره‌مند بود و هم دیگر چون #محسن_نامجو یی برای اجرای استندآپ کمدی‌هایش به سه تار و بیات اصفهان نیاز نداشت و الگوی آقازادگان موسیقی نمی شد و هم مزه دائم الخمرهای کاباره تهران؛ چه چه وارانه برای رانندگان کامیون میزد.
باری؛همایون‌های تلخ این دوران نتیجه آن روزگارانند.
@musiqueiran

سردبیر سایت موسیقی ایران

موسیقی ایران را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید :